!
پی نوشت:سلام این دومین بار است که در چند مدت گذشته لب بر شکواییه می گشایم و آه و ناله و فغان خود را سر می دهم...می دانم شاید مشکل از من باشد...شاید....
و لابد با خود در این اندیشه به سر می برید که می گوییید آخر آدم حسابی با اینان که تو را آزار می دهنند و سوهان روح تو هستند هم دم مشو...و من در پاسخ اینگونه دوستان باید بگویم که ما انسان ها اجتماعی هستیم و نیاز به هم صحبت شدن با افراد(از هر نوع جنسی)پس نمی شود از آن رو که امروز با تمامی بچه های کلاس به اردویی در ظاهر علمی رفتیم و از آن رو که جمعیت دختران 43 به 4 بود بس صداها هنوز که هنوز است در گوشم شنیده می شود،آن جیغ و داد ها و خنده های هول انگیز و ... اما امروز فهمیدم که ها هستند دوستانم و که ها نیستند....دیدم که چگونه پسری برای جلب توجه دختری!چگونه دوست خود را بر زمین می کوبد بلکه احترامی از آن سو کسب کند.... و از این رو و از آن رو های دیگر که جای گفتنش چنین جایی نیست به صراحت و علانا اعلام می کنم که از فردا سکوت اختیار می نمایم و حتی تا مرز روزه سکوت نیز پیش می روم...تا باشد که این سکوت به آرامشم و جدایی اینان از من بینجامد که شاید این دوستان از وجود من در ناراحتی نیفتند...شاید برعکس

سلام دوستان...